ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

347

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

فرزندانش زنگى بود . او همواره مورد عنايت پادشاه بود . چون در ايام فتنه ميان بركيارق و برادرش محمد ، كربوقا از سوى بركيارق امارت موصل يافت ، زنگى در زمرهء اطرافيان او بود . زيرا كربوقا دوست پدرش بود . كربوقا در ايام امارتش در موصل ، به آمد لشكر برد . فرمانرواى آمد در اين ايام يكى از امراى تركمان بود و سقمان بن ارتق به يارى او آمد . زنگى بن آقسنقر كه در آن ايام نوجوانى تازه سال بود ، در جملهء ياران كربوقا بود و جماعتى از ياران پدرش نيز با او بودند . زنگى در آن نبرد رشادتها نمود . در اين نبرد سقمان شكست خورد و كربوقا پيروز شد و ياقوتى پسر ارتق نيز اسير گرديد . كربوقا او را در قلعهء ماردين حبس كرد و اين از اسباب حكومت بنى ارتق در ماردين شد و ما در اخبار دولتشان آورديم . آنگاه واليان پى در پى به موصل آمدند . جكرمش بعد از كربوقا امارت موصل يافت و بعد از او چاولى سقاوو و پس از او مودود ابن ايتكين و پس از او آقسنقر برسقى و ما همه را در اخبار دولت سلجوقى آورده‌ايم . در سال 508 سلطان محمد بن ملكشاه ، آقسنقر برسقى را به امارت موصل فرستاد و پسرش مسعود نيز با او بود . سلطان به ديگر امرا نوشت كه از او فرمانبردارى كنند و يكى از اين امرا ، عماد الدين زنگى بن آقسنقر بود كه در زمرهء خواص آقسنقر برسقى در آمد . چون سلطان محمود سلجوقى بعد از پدرش سلطان محمد بن ملكشاه در سال 511 به پادشاهى رسيد ، برادرش سلطان مسعود در موصل بود و گفتيم كه اتابك او آى ابه جيوش‌بك بود و آقسنقر برسقى در اين روزها از موصل به شحنگى بغداد منتقل گرديد . دبيس بن صدقه فرمانرواى حله بر المسترشد و سلطان محمود بن محمد عصيان كرد و برسقى لشكر گرد آورد و به سوى حله در حركت آمد . دبيس به سلطان مسعود و اتابك او جيوش‌بك كه در موصل بودند نامه نوشت و آن دو را ترغيب كرد كه اكنون وقت آن است كه به بغداد لشكر برند . سلطان مسعود به بغداد حركت كرد . وزيرش فخر الملك و ابو على بن عمار ، صاحب طرابلس ، و زنگى بن قسيم الدوله آقسنقر و جماعتى از امراى جزيره نيز با او بودند . اينان به بغداد نزديك شدند . برسقى بترسيد و با آنان مصالحه نمود و خود نيز با آنان به شهر در آمد . چون سلطان مسعود به بغداد داخل شد ، خبر رسيد كه عماد الدين منكبرس با لشكرى عظيم مىآيد . برسقى به مقابله با او بيرون شد ولى عماد الدين منكبرس به نزد دبيس بن صدقه رفت و دست اتفاق به او داد . آنگاه به جنگ سلطان مسعود در حركت آمدند و چنان كه در اخبار دولت سلجوقى آورديم برسقى به بغداد بازگشت و به يارى زنگى بن آقسنقر ، منكبرس را از رسيدن به بغداد بازداشت . در نبرد سلطان محمود با برادرش سلطان مسعود زنگى بن آقسنقر دليريها نمود . عاقبت سلطان محمود بر برادر خود پيروز شد و او را نزد خود برد و اتابك او آى ابه جيوش‌بك را از موصل دور كرد و بار ديگر در سال 515 آن را به برسقى اقطاع داد .